اهمیت خوراک در پرورش آبزیان
افزایش کیفیت خوراک، افزایش رشد، افزایش ایمنی
در میان تمام موارد موجود و قابل بحث در خوراک میگو، به نظر می رسد کاهش قیمت به همراه افزایش کارایی در اولویت قرار دارد.
قیمت خوراک ارتباط مستقیمی با سطوح پروتئین و انرژی دارد و همین موضوع یکی از شاخص های کیفیت خوراک می باشد.
کیفیت در واقع بستگی به نوع و منبع پروتئینی استفاده شده در خوراک دارد که بر روی قابلیت هضم digestion و جذب absorption مواد مغذی در لوله گوارش و جذب شدن در بافت های هدف تاثیر می گذارد.
مصرف منابع نامناسب و کم کیفیت پروتئین یا انرژی در خوراک، موجب کاهش کارایی رشد و افزایش دفع مواد نیتروژنی در محیط پرورشی و آب های موجود در اطراف مزارع می شود.
سطح پروتئین یا نیاز پروتئینی؟
در طی سالیان گذشته در مورد نیازهای پروتئینی میگو، بیشتر تمرکز بر روی غلظت پروتئین خوراک (%) بوده است و بدون توجه به میزان قابلیت هضم، مصرف خوراک به عنوان فاکتور اصلی مد نظر قرار می گرفت.
به صورت تئوری، سطوح کم پروتئین جیره می تواند با پروتئین با کیفیت بالا (که به مفهوم افزایش قابلیت جذب است) جبران شود.
در حال حاضر بیشتر تمرکز بر روی این موضوع است که پروتئین چگونه در بافت قرار گیرد و جذب شود که این امر موجب افزایش رشد میگو می شود.
با افزایش وزن، با صرف نظر از سطوح پروتئین جیره، نیاز پروتئینی نیز کاهش می یابد.
پروتئین در خوراک میگو
همانگونه که در بخش اول اشاره شد، قیمت یک واحد پروتئین بسیار با اهمیت و به عنوان یک معضل اساسی است. اما مهمترین مسئله اثبات قرار گیری پروتئین در بافت است که استانداردهای مختلفی برای اندازه گیری این امر وجود دارد (Capuzzo 1983)
• نسبت کارایی پروتئین PER
نسبت وزن تر به دست آمده در هر واحد وزن خشک پروتئین مصرفی (نسبت وزن به دست آمده به پروتئین مصرف شده)
• نسبت بهره وری پروتئین PUE
نسبت وزن خشک پروتئین قرار گرفته در بافت در هر واحد وزن خشک پروتئین مصرفی (پروتئین بافت به پروتئین مصرف شده)
• نسبت بهره برداری از پروتئین خالص NPU
پروتئین ابقا شده پس از مصرف در هر واحد وزن خشک پروتئین هضم شده (نسبت اسیدهای آمینه تبدیل شده به پروتئین به اسیدهای آمینه مصرف شده)
پروتئین به عنوان منبع انرژی در خوراک میگو
بهینه سازی پروتئین جیره برای بافت (رشد و ابقا) امری ضروری است. مشکل اساسی این است که در سخت پوستان، پروتئین به عنوان منبع انرژی قابل استفاده می باشد. Wolvekamp and Waterman, 1960; Cowey and Sargent, 1972
این موضوع با توجه به محدودیت سخت پوستان در ذخیره سازی چربی ها و کربوهیدرات ها شناسایی شد. در نتیجه مصرف پروتئین برای رشد بافت ها تنها زمانی بهینه محسوب می شود که نیاز به استفاده از آن به عنوان منبع انرژی محدود شده باشد. همین موضوع منجر به انجام تحقیقات بسیاری در زمینه انرژی زیستی و بهینه سازی منابع غیر پروتئینی انرژی شد. استفاده این منابع در خوراک ضروری هستند.
مطلب توصیه شده از سوی دکتر شیشه چیان که امیدوارم در این شرایط بحرانی کمکی باشه در جهت اتخاذ تصمیات درست. در جهت کنترل بیماری در مزارع پرورش میگو:
به دنبال یک عامل رفتن به عنوان دلیل بیماری ، خصوصا بیماری ویروسی راه غلطی است. آب تنها یکی از عوامل هست و در صورتی که آب را ضد عفونی کنید اما اصول ایمنی زیستی را رعایت نکنید خصوصا در زمینه ویروس کمکی نکرده است. در خصوص باکتری و غیره هم ضد عفونی را راه پیشگیری نمیدونم اعتقاد من اینه که وایت اسپات در این مرحله از لارو شروع شده و بعد اشاعه پیدا کرده لذا مسایل گفته شده نمیتونه کمکی کنه. تمرکز بر روی یک عامل و انتظار کمک برای حل مشکل صحیح نیست. پرورش میگو عملیات پیچیده ای است و نیاز به دقت بر روی منابع مختلف در یک زمان دارد .
بنابراین تصور نکنید استفاده از یک محصول راه نجات نهایی است. این موضوع میتونه کمک کنه به یک عامل اما راه حل نمیتونه باشه. رعایت ایمنی زیستی یا بیو سکیوریتی ٩٠ در صد هم نیست یا صفره یا صد.
پرورش میگو چیزی جز تولید نیست . هرکس در درازمدت به شیوه دوستدار طبیعت این تولید رو انجام بده برنده است .به تایلند نگاه کنید که سالها پیشتاز صنعت بود ولی ظرف چهارسال اخیر دچاربحران شده .در تمام دنیا مزرعه داران از اشتباهات درس می گیرند و اگر در ایران پس از بیست سال هنوز مشکل داریم به این دلیله که طرح مشخصی برای ایمنی زیستی در.کنار تولید نداریم و هنوز داریم بر روی مسایل بنیادین بحث می کنیم .شخصا بر این باورم که هیچ چیز تغییر نخواهد کردو دراین بین صنعت و در رأس اون پرورش دهنده متضرر خواهد شد.
همینطور که قبلا توضیح دادم اگر بیماری از لارو باشه و با درصد بالای آلودگی کاری از دستتون بر نمیاد فقط پولتون رو هدر ندید اما اگر از محیط وارد شده در اون زمان ایمنی زیستی و استفاده از محرکهای تقویت ایمنی به علاوه مدیریت استرس راه مبارزه خواهد بود.
در صورت امکان مقداری از میگوهای استخرهای با بایومس بالا رو صید کنید. تعداد مراجعین و مقدار آلودگی رو کاهش بدید. و از کارهای پر خطر اجتناب کنید. افراد سودجویی که بدون ادله علمی میخوان از این موقعیت استفاده کنند کمکی بهتون نمیکنن و فقط خودتون میتونید به خودتون کمک کنید.
فاکتورهای تأثیرگذار در مدیریت تغذیه
1. پایداری غذا در آب: یکی از مهم ترین فاکتورهای مؤثر بر مصرف غذا، پایداری آن می باشد. غذای باکیفیت خوب آن است که بقدر کافی در آب پایدار باشد تا حداقل سرعت انحلال مواد مغذی را داشته باشد. غذا بایستی بعد از 10 دقیقه در آب نرم شده اما به مدت 3 تا4 ساعت به حالت اولیه باقی مانده بدون اینکه در آب تخریب و حل شود. غذای ناپایدار به سادگی تخریب شده و مدت زیادی نمی تواند برای مصرف در دسترس میگو قرار گیرد بطوریکه برخی از آنها ممکن است در آب حل شوند، که در این صورت به عنوان کود عمل کرده و بعضی از آنها نیز به بستر استخر ته نشین می شوند که اینها تأثیر نامناسبی بخصوص در طی دو ماه آخر پرورش بر روی کیفیت آب و بستر استخر . رفتار و عادات تغذیه ای میگو: میگو حیوانی است کفزی و تمایل به شنای زیاد نداشته و معمولا در کف استخرها قدم می زند و آن را اشغال می کند. میگو غذاها را باچنگال های خود گرفته و به آرامی به سمت دهان هدایت نموده و آنها را به آرامی می خورد. اگر اندازه غذا کوچک باشد می تواند آن را به دهان برده و ببلعد و در صورتی که اندازه غذا مطلوب نباشد دچار مشکل خواهد شد. میگو چند دقیقه قبل و چند ساعت بعد از پوست اندازی تغذیه نمی کند. غذادهی در این مدت تأثیری در تغذیه ندارد و فقط آب را آلوده می کند اما بعد از آن مدت، میگو نیاز به غذای بیشتری دارد. لازم به ذکر است که بیشتر پوست اندازی میگو در ساعات بین 10 شب تا 2 صبح صورت می گیرد. لذا می توان تغذیه میگو را در چنین ساعاتی کاهش داد.
برگرفته شده از مطلب سرکار خانم مهندس جاویدی
برگرفته شده ازترجمه مطلب خانم زهرا جاویدی
سیستم های پرورش متراکم و فوق متراکم پرورش میگو
همگام با پیشرفت صنعت پرورش آبزیان، در ایران نیز تلاش هایی در حال انجام است تا سیستم پرورش میگو از حالت گسترده و نیمه متراکم به سمت سیستم های پرورش متراکم و فوق متراکم هدایت شود. در این راستا کمپانی بین المللی Blue Aqua و همتای تجاری آن ها شرکت سیامند پارس در حال دادن مشاوره های تخصصی علمی و ارائه مواد و محصولات مورد نیاز برای ایجاد این سیستم های پربازده و سودبخش به مزرعه داران و سرمایه گزاران ایرانی می باشند.
در راستای تغییر سیستم پرورش به متراکم و فوق متراکم با حداقل تعویض آب در ابتدا می بایست با مفهوم سیستم میکسوتروفیک به عنوان مبنای پرورش متراکم و فوق متراکم آشنا شویم:
سیستم میکسوتروفیک:
سیستم میکسوتروفیک سیستم پرورشی به منظور مدیریت هر چه بهتر استخر پرورش میگو و ماهی در روش های پرورش متراکم و فوق متراکم می باشد و به عنوان اختراع نیز ثبت شده است. در این سیستم دستورالعمل های راهبردی مرتبط با مدیریت موفق و توازن در چرخه های مواد مغذی و میکروارگانیزم های مورد نیاز در استخر در طی مراحل مختلف رشد فراهم آمده است؛ که این امر در بر دارنده ی سه حوزه بنیادین به منظور بازده بالای تولید و مدیریت بیماری در محیط پرورش می باشد: پیاده سازی امنیت زیستی، مدیریت تغذیه و مدیریت کیفیت آب و خاک.
هدف مدیریت سیستم های میکسوتروف در محیط پرورش:
• فراهم آوردن سیستم های متوازن اکولوژیکی
• به حداقل رساندن نوسانات کیفی آب و خاک
• افزایش بهینه ظرفیت باروری Carrying Capacity استخر
• کاهش استرس میگو یا ماهی
• امکان پذیری تمامی موارد با هزینه مقرون به صرفه و مدیریت آسان
سیستم های میکسوتروف مزایای خود را از طریق موارد عنوان شده در ذیل کامل می کنند:
• استفاده از گونه های ترکیبی میکروارگانیزم جهت همکاری متقابل به منظور پالایش زیستی
• دست یابی به " تعویض آب صفر" به وسیله یک پارچه سازی پروبیوتیک های ویژه، موادمغذی و نحوه اجرای مدیریت علمی
• تثبیت زنجیره غذایی در حوضچه پرورش با اعطای بیومس (زیست توده) بالا در سیستم.
فاز فیتوپلانکتونی:
در مرحله اولیه ی تولید میگو، پست لارو نیازمند محیطی با ثبات جهت رشد و نمو می باشد که این مهم، توسط حضور گونه های مفید فیتوپلانکتونی فراهم آمده است. این ارگانیزم ها با فراوانی مناسب و تجمع گونه ای، ضمن ایجاد کدورت مطلوب منجر به حفظ اکسیژن محلول وpH بهینه برای میگو می شوند. شایان ذکر است که این ارگانیزم ها برای میگو بسیار مغذی می باشند.
• توازن در میزان نیتروژن و فسفر
• کیفیت بالای شکوفایی فیتوپلانکتونی و دیاتومی
• ثبات کیفی پارامترهای آب
فاز فیتوپلانکتونی-پروبیوتیک:
مادامی که جاندار در حال پرورش است، مواد ارگانیک حاصل از غذای خورده نشده، مدفوع میگو، پوسته های انداخته شده یا فیتوپلانکتون های مرده در حوضچه پرورش، تجمع می یابند. در این مرحله کاربرد پروبیوتیک حائز اهمیت شایانی است. حضور باکتری های مفید با تسریع تخریب مواد ارگانیک تجمع یافته، کاهش آمونیاک و شکست عوامل بیماریزا در آب و دستگاه گوارش حیوان، ضروری خواهد بود.
• پیشگیری از افراط در شکوفایی و مرگ ومیر فیتوپلانکتون ها
• افزایش فرآیند نیتریفیکاسیون
• تسهیل ORP بالای 100+ و 350+ mV
• جلوگیری از تکثیر باکتری های بیماری زا.
فاز پروبیوتیک:
در مراحل نهایی تولید، بیومس میگو بالاست به تبع تقاضای اکسیژن افزایش می یابد، فیتوپلانکتون ها به شکوفایی بیش از حد تمایل نشان می دهند و انباشتگی مواد معدنی نیز بالاست در نتیجه ی این موارد تقلیل اکسیژن محلول و بی ثباتی pH روی خواهد داد. بنابراین سیستم با کاهش فیتوپلانکتون در حالیکه باکتری های پروبیوتیک رو به افزایش هستند درجهت توازن پویای حوضچه پرورش و فعالیت های بیوشیمیایی مدیریت خود را اعمال می کند.
• حضور فیتوپلانتکون کمتر در آب، باکتری های هتروتروف و باکتری های شوره ساز جهت تضمین ثبات کیفی آب به کار برده می شوند.
• افزایش آمونوفیکاسیون و نیتریفیکاسیون
برگرفته شده ازترجمه مطلب خانم زهرا جاویدی